شهادت سکوت نیست ، فریاد است تا کلمه حق را به گوش همه خفتگان برساند .شهادت جان دادن و مردن نیست ، جان یافتن و تولد دوباره است .شهادت رفتن و مردن نیست بلکه جاودانه ماندن است شهادت مرگ نیست که همانا رسالت و پیام است شهادت انعامی از طرف خداوند تبارک و تعالی به بندگانی که خالصانه در راه او جهاد کرده و علاوه بر اجر و مزد سزاوار مقام متعالی شهادت شده اند. سردار شهید سیّد جعفرمنصوری
X
تبلیغات
رایتل

سردارگمنام گیلانی

شهید سیّد جعفر(منصور) منصوری

یکشنبه 1 دی 1392 ساعت 20:02

منتخبی از مطالب وبلاگ سردارگمنام گیلانی

        

برای مشاهده مطالب منتخب روی  متن مورد نظر کلیک کنید
نگذارید یاد دوران دفاع مقدس از یادها برودتصاویر و پوسترهای جدید دفاع مقدس

حرف زدن از زبان دشمن

 دشمن شناسی  در کلام رهبر معظم انقلاب(1)

برای مشاهده سایر مطالب وبلاگ به قسمت جستجوی صفحات و یا یادداشت ها مراجعه فرمایید

سه‌شنبه 23 آبان 1396 ساعت 00:01

آیه‌ای که پیامبر(ص) برای در امان ماندن از «زلزله» توصیه کرده است.

در نقاط مختلف جهان به ویژه فلات ایران، هر چندازگاهی تکانه ها و زلزله های شدید به وقوع پیوسته و خسارات زیادی را به بار آورد و انسان‌های بسیاری را به کام مرگ کشاند.

یکی از جمله آیات قرآن کریم که برای در امان ماندن از زلزله سفارش شده، آیه 41 سوره مبارکه «فاطر» است. به همین مناسبت آین آیه و تفسیر «المیزان» اثر علامه طباطبایی(ره) بر این آیه را برای مخاطبان می‌آوریم که به شرح ذیل است:

«إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا»؛

خداوند آسمانها و زمین را نگاه مى‌دارد و تا از نظام خود منحرف نشوند؛ و هر گاه منحرف گردند، کسى جز او نمى‌تواند آنها را نگاه دارد او بردبار و آمرزنده است. 

در کتاب مکارم‌الاخلاق آمده است که امام صادق(ع) فرمودند: هر گاه در شب و هنگام خوابیدن از وقوع زلزله و خراب شدن خانه، می‌ترسی آیه «41 سوره فاطر» را قرائت کن. همچنین پیامبر گرامی اسلام نیز فرمودند: امان امتم از فرو ریختن ساختمان آیه 41 سوره «فاطر» است.

تفسیر آیه:

سخن از حاکمیت خدا بر مجموعه آسمان‌ها و زمین است، و در حقیقت بعد از نفى دخالت معبودهاى ساختگى در جهان هستى، به اثبات «توحید خالقیت» و «ربوبیت» پرداخته، مى فرماید: «خداوند آسمان‌ها و زمین را نگه مى‌دارد تا از مسیر خود منحرف نشوند و زائل نگردند»؛ «إِنَّ اللّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا».

نه تنها آفرینش در آغاز با خدا است که نگهدارى و تدبیر و حفظ آنها نیز به دست قدرت او است، بلکه آنها هر لحظه آفرینش جدیدى دارند، و هر زمان خلقت نوینى، و فیض هستى، لحظه به لحظه از آن مبدأ فیاض به آنها مى رسد، که اگر لحظه اى رابطه آنها با آن مبدأ بزرگ قطع شود، راه فنا و نیستى را پیش مى‌گیرند: اگر نازى کند یک دم *** فرو ریزند قالب‌ها! 

درست است که آیه، روى مسأله حفظ نظام عالى هستى، تکیه مى‌کند، ولى همان گونه که در بحث‌هاى فلسفى به اثبات رسیده، ممکنات در بقاى خود همان گونه نیازمند به مبدأ هستند که در حدوث خود، و به این ترتیب، حفظ نظام جز ادامه آفرینش جدید و فیض الهى چیزى نیست.

قابل توجه این که: کرات آسمانى بى آن که به جایى بسته باشند، میلیون‌ها سال در قرارگاه خود، یا مدارى که براى آنها تعیین شده، در حرکتند، بى آن که کمترین انحراف پیدا کنند، همان گونه که نمونه آن را در منظومه شمسى مى نگریم، کره زمین ما میلیون‌ها بلکه میلیاردها سال است بر دور آفتاب در مسیر خود با نظم دقیقى که از تعادل نیروى جاذبه و دافعه سرچشمه مى‌گیرد، مى‌چرخد و سر بر فرمان پروردگار دارند. 

سپس به عنوان تأکید، مى‌افزاید: «و هر گاه بخواهند از محل و مسیر خود خارج شوند، کسى غیر از خداوند نمى تواند آنها را نگاهدارى کند»؛ «وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَد مِنْ بَعْدِهِ». 

نه بتهاى ساختگى شما، نه فرشتگان، و نه غیر آنها، هیچ کس قادر بر این کار نیست. 

در پایان آیه، براى این که: راه توبه را به روى مشرکان گمراه نبندد و اجازه بازگشت در هر مرحله، به آنها دهد مى فرماید: «خداوند همیشه حلیم و غفور است»؛ «إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً». 

به مقتضاى حلمش، در مجازات آنها تعجیل نمى‌کند و به مقتضاى غفوریتش، توبه آنها را با شرائطش در هر مرحله که باشد، پذیرا مى‌شود. بنابراین، ذیل آیه ناظر به وضع مشرکان و شمول رحمت الهى نسبت به آنان به  هنگام توبه و بازگشت است. 

بعضى از مفسران، این دو وصف را در ارتباط با نگهدارى آسمان و زمین دانسته‌اند، چرا که زوال آنها عذاب و مصیبت است، و خداوند به مقتضاى حلم و غفرانش، این عذاب و مصیبت را دامنگیر مردم نمى‌کند، هر چند گفتار و اعمال بسیارى از آنها ایجاب مى‌کند که این عذاب نازل شود، همان گونه که در آیات 88 تا 90 سوره «مریم» آمده است: وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً * لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدّاً * تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً: 

«آنها گفتند خداوند رحمان فرزندى براى خود اختیار کرده * چه سخن زشت و زننده اى؟! * نزدیک است آسمانها به خاطر این سخن از هم متلاشى گردد، و زمین شکافته شود، و کوهها به شدت فرو ریزد».

این نکته نیز قابل توجه است که: جمله «وَ لَئِنْ زالَتا...» به این معنى نیست که اگر آنها زائل شوند، کسى جز خداوند آنها را نگهدارى نمى کند، بلکه به این معنى است که اگر در آستانه زوال و سقوط قرار گیرند، تنها خدا مى تواند آنها را حفظ کند، و گرنه حفظ کردن بعد از زوال مفهومى ندارد. 

بارها در طول تاریخ بشر، این مطلب پیش آمده است که: بعضى از ستاره شناسان پیش بینى کرده‌اند: ممکن است فلان ستاره دنباله‌دار و یا غیر آن در مسیر خود از کنار کره زمین بگذرد، و احتمالاً با آن تصادف کند، این پیش بینى ها افکار تمام جهانیان را در نگرانى فرو برده است، در این شرایط، این احساس براى همه پیدا مى شده که در مقابل این ماجرا هیچ کارى از هیچ کس ساخته نیست، چرا که اگر فلان کره آسمانى به سوى زمین بیاید و تحت تأثیر جاذبه با یکدیگر بر خورد کنند، اثرى از تمدن چندین هزار ساله بشر، و حتى موجودات زنده دیگر بر صفحه زمین باقى نخواهد ماند، و هیچ قدرتى جز قدرت  پروردگار، قادر به جلوگیرى از این حادثه نیست. 

در این گونه حالات، همگان احساس نیاز مطلق، به خداوند بى نیاز مطلق مى کنند، اما هنگامى که خطرات احتمالى بر طرف مى شود، فراموشکارى و نسیان بر وجود انسانها سایه مى افکند. 

نه تنها تصادم سیارات و کرات آسمانى، فاجعه آفرین است، مختصر انحراف یک سیاره، همچون زمین از مدارش ممکن است فاجعه ها بیافریند.

1 2 3 4 5 ... 66 >>
شیعه آرت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) سایت توابین 313 سایت جامع فرهنگی و مذهبی شهید آوینی بی نشـــان نصـــر TV پایگاه فرهنگی رایحه پایگاه فرهنگی مذهبی سلم پایگاه جامع فرهنگ ایثارو شهادت پایگاه فرهنگی بشیران منتخبی از دل نوشته های سردار شهید سیّدجعفرمنصوری خدایا من ! اگر گناهکارم دستی پر از نیاز سوی تو دراز کرده ام ، ای خدایا من ! تو بزرگی و من اسیر گناهم و پای بند و گروگان معاصی ام ، خدایا! به گناهانم که می نگرم به فزع می افتم ، به کرم تو می نگرم به طمع می افتم . ای خدای من! چگونه ترا بخوانم در حالی که گناهکار درگاهت هستم و چگونه ترا نخوانم در حالیکه از مهرت که در دلم جایگزین است خبردارم