شهادت سکوت نیست ، فریاد است تا کلمه حق را به گوش همه خفتگان برساند .شهادت جان دادن و مردن نیست ، جان یافتن و تولد دوباره است .شهادت رفتن و مردن نیست بلکه جاودانه ماندن است شهادت مرگ نیست که همانا رسالت و پیام است شهادت انعامی از طرف خداوند تبارک و تعالی به بندگانی که خالصانه در راه او جهاد کرده و علاوه بر اجر و مزد سزاوار مقام متعالی شهادت شده اند. سردار شهید سیّد جعفرمنصوری
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

سردارگمنام گیلانی

شهید سیّد جعفر(منصور) منصوری

زندگی نامه سردار شهید سیّد جعفرمنصوری

     سردار شهید سیّدجعفر (منصور)‌منصوری در یازدهم آذر ماه 1344 مصادف با سالروز شهادت بزرگ مرد انقلابی گیلان زمین میرزا کوچک خان جنگی در روستای ساسان سرا از توابع منطقه گیل دولاب شهرستان رضوانشهر در یک خانواده مذهبی و از سادات حسینی دیده به جهان گشود.شهید مقطع تحصیلات ابتدایی خویش را در روستای چنگریان به پایان رسانید و مقطع تحصیلات راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان مذکور ادامه داد و در حین تحصیل در مقاطع راهنمایی و دبیرستان از نزدیک در جریان پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفته و در دوران تحصیل در مقطع راهنمایی با آنکه کمتر از 15 سال سن داشتند ولی با مطالعه و درک صحیح از مسائل و جریان های منحرف سیاسی و با برخورداری از ریشه مستحکم مذهبی ، یکی از جانبرکفان انقلاب اسلامی محسوب گردیده و با همیاری عده ای از معلمین و دانش آموزان حزب الهی ، نقش بسزاء و تأثیر گذاری در مقابله با هجمه و نفوذ احزاب و گروهکهای ضد انقلاب در سطح مدارس محل سکونت داشتند. با تشکیل اولین هسته های سپاه پاسداران در منطقه تالش خاصّه رضوانشهر به صورت داوطلب در فعالیتهای سپاه پاسداران حضور پیدا نمود.

    شهید در سال 1361 و در سن 17 سالگی در حالی که از دانش آموزان ممتاز سال سوم دبیرستان و بسیار مورد احترام مسوولین و دبیران دبیرستان محسوب می گردید به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد و در نیمه دوم سال 1362 به صورت داوطلب به مناطق جنگی جنوب اعزام و پس از پایان مأموریت از مراجعه به پشت جبهه خودداری می کند و بر حسب دست نوشته های موجود و گفته های دوستانِ همرزمش ، شهید با خود عهد می نماید تا پیروزی نهایی رزمندگان اسلام و یا نائل شدن به فیض شهادت در جبهه حق علیه باطل حضور داشته باشد.

سیّد شهید پس از چندی با آنکه پاسدار رسمی بودند در اقدامی که نشان از روح بلند و متعالی وی داشت در گمنامی تمام به صورت رزمنده بسیجی وارد لشکر 8 نجف اشرف اصفهان گردید ، بدون اینکه فرماندهان و مسوولین لشکر از پاسدار بودن وی و نیز سبقه فعالیت ایشان در سرکوب گروهک نفاق آگاهی داشته باشند.نظر به تجلّی ایمان،‌شجاعت، رشادت، استعداد و صفات حسنه در شهید ، ایشان پس از گذشت چندی ابتداء به فرماندهی گروهان یا زهرا سلام الله علیه انتصاب و پس از مدّتی به عنوان یکی از فرماندهان گردان چهارده معصوم(ع)انتخاب می گردد و در عملیاتهای خیبر، بدر، عملیاتهای قدس، عاشورا و چندین عملیات ایذایی و نهایتاً در عملیات بزرگ والفجر 8 معروف به عملیات فاو شرکت نموده و گفته می شود لشکر 8 نجف اشرف خاصه گردان چهارده معصوم و گروهان تحت فرماندهی اش از اولین نیروهای عمل کننده والفجر 8 بوده و شهید و سایر همرزمانش رشادتهای وصف ناشدنی در این عملیات از خود بجای می گذارند.

   سردار شهید در جریان عملیات غرور آفرین والفجر 8 و در تاریخ 24/11/1364 بر اثر اصابت تیر از ناحیه پای راست و بمباران شیمیایی منطقه عملیاتی مجروح و شیمیایی گردیده و مدّتی در بیمارستان نکویی شهر مقدس قم بستری می گردد ولی مسئله مجروحیت خود را از خانواده پنهان می دارد( خانواده شهید پس از شهادت این سلاله زهرای اطهر سلام الله علیه با بررسی مدارک موجود متوجّه موضوع می شوند) شهید پس از مرخص شدن از بیمارستان مجدداً به مناطق جنگی رهسپار می شود و در عید نوروز سال 1365 برای آخرین وداع با خانواده به مرخصی اعزام و به خاطر عشق و محبّتی که همسنگرانش به وی داشتند در زمان حضور وی در شمال عده ای از همرزمان وی از جمله سردار شهید حاج سیّدعلی اکبر اعتصامی از فرماندهان لشکر 8 نجف اشرف اصفهان به دیدار وی آمده و در آن زمان بود که چند تن از همرزمان وی از طریق یکی از اعضای خانواده شهید متوجّه می شوند که شهید عضو رسمی سپاه است و بسیار تحت تأثیر قرار گرفته و ارادت آنها به سیّد شهید مضاف می شود.

    شهید مظلوم پس از اتمام مرخصی به همراه همرزمان خود در تاریخ 16/01/1365 به منطقه عملیاتی جنوب (فاو)‌اعزام می شود و بر اساس گفته ها و اظهارات دوستان و همرزمانش، شهید و یگان تحت امرش در تاریخ 10/02/1365 در یک عملیات ایذایی در منطقه دریاچه نمک در داخل خاک عراق شرکت می نماید و با دلاوری و استقامتی که شهید و همرزمانش نشان می دهند به اهداف مورد نظر دست می یابند ولی به دلایل ناگفته پس از فتح منطقه، این یاران مخلص امام زمان (عج) تحت محاصره و هلی برن دشمن قرار گرفته و جز عده ای قلیل تمامی رزمندگان از جمله سردار شهید چون جد بزرگوارش امام حسین (ع) مظلومانه به درجه رفیع شهادت نائل می آیند و پیکرهای مطهر شهدا در دریاچه نمک در نهایت مظلومیت باقی می ماند و پس از گذشت حدود سه ماه ، مقادیری از وسایل شخصی بجا مانده از شهید پلاک، لباس و . . . توسط سپاه به خانواده اش تحویل گردیده و مراسم نمادین تشییع و تدفین جنازه شهید با حضور گسترده امت حزب الله منطقه رضوانشهر، تالش و بندرانزلی در تاریخ 27/05/1365 به عمل می آید و سرانجام با گذشت حدود چهارده سال از شهادتش ، پیکر سیّدشهید در عملیات تفحص و جستجوی شهداء عملیات فاو در دریاچه ی نمک شناسایی و در تاریخ 01/12/1378 در گلزار شهداء امام زاده سیِّد شرف الدین رضوانشهر آرام گرفته و با آمدنش جوششی دیگر در سینه ره پویان شهادت همچون جدّش حسین (ع) به وجود آورد.

شیعه آرت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) سایت توابین 313 سایت جامع فرهنگی و مذهبی شهید آوینی بی نشـــان نصـــر TV پایگاه فرهنگی رایحه پایگاه فرهنگی مذهبی سلم پایگاه جامع فرهنگ ایثارو شهادت پایگاه فرهنگی بشیران منتخبی از دل نوشته های سردار شهید سیّدجعفرمنصوری خدایا من ! اگر گناهکارم دستی پر از نیاز سوی تو دراز کرده ام ، ای خدایا من ! تو بزرگی و من اسیر گناهم و پای بند و گروگان معاصی ام ، خدایا! به گناهانم که می نگرم به فزع می افتم ، به کرم تو می نگرم به طمع می افتم . ای خدای من! چگونه ترا بخوانم در حالی که گناهکار درگاهت هستم و چگونه ترا نخوانم در حالیکه از مهرت که در دلم جایگزین است خبردارم